پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

385

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

مخالفت نمود و كاتو هم مىبايست از او پشتيبانى نمايد و در برابر آن قانون ايستادگى كند . قيصر پومپيوس را بر ميدانگاه عمومى كه براى برگزيدن نمايندگان بود آورده و در پيش دسته‌هاى مردم به او روى گردانيده پرسيد : آيا عقيده شما درباره اين قانونها كه كسانى ايستادگى در برابر آن مىنمايند چيست ؟ پومپيوس قانونها را به نيكى ستوده ، قيصر دوباره پرسيد : پس چون كسانى با زور در برابر اين قانونها ايستادگى كنند آيا شما آماده هستيد كه در برابر آنان پشتيبانى از مردم نماييد ؟ پومپيوس پاسخ داد : آرى من آماده خواهم بود و اگر كسانى با شمشير ايستادگى نمودند من در برابر آنان با شمشير و كلاخود آماده خواهم بود . از پومپيوس هرگز چنين سخن يا كار زورآميز و بىقاعده‌اى تاكنون سر نزده بود . اين بود دوستان وى براى عذر تراشى مىكوشيدند و مىگفتند او نانديشيده اين جمله را بر زبان رانده . ولى كارهاى او كه پس از اين روى داد آشكاره نشان مىداد كه خود را ابزار دست قيصر ساخته است . از جمله اينكه ناگهان و بر خلاف همهء انتظارها يوليا « 1 » دختر قيصر را به زنى خود گرفت . با آنكه نامزد كااوپيو « 2 » بود و بايستى چند روزه با او عروسى كند و براى آنكه كااوپيو خشمناك نگردد دختر خود را كه پيش از آن زن فااوستوس پسر سولا بود به زنى به وى داد . خود قيصر نيز كاليفورنيا « 3 » دختر پيسو را به زنى گرفت . در نتيجه آن پيش‌آمد پومپيوس شهر را پر از سپاهى ساخته هر كارى را مىخواست با زور پيش مىبرد . از جمله آنكه چون بيبولوس كونسول همراه لوكولوس و كاتو به فوروم مىرفت ناگهان بر سر او ريخته ريسمانهاى او را پاره كردند و يك ظرف پليدى را بر سر خود بيبولوس ريخت . هم‌چنين دو تن از تريبونان مردم كه همراه بيبولوس راه مىرفتند به سختى زخمى گرديدند و چون بدينسان فوروم را از دشمنان خود پيراستند قانونها را كه درباره بخش زمينها آماده ساخته بودند به تصويب رسانيده به كار پرداختند .

--> ( 1 ) . Julia ( 2 ) . Caopio ( 3 ) . Calephurnia